تبليغاتX
دل نوشته های یک خسته
سرورم غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده ، خاطرم را پریشان ساخته وآرامش دلم را سلب نموده است ( امام صادق)

از دو عالم دردت ای دلدار بس باشد مرا *** کافر عشقم اگر غیر از تو کس باشد مرا

به زودی با وبلاگ جدیدم به روز خواهم شد.

http://tabarestani.ir/

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 22:8  توسط محمد خسته از مردم | 
 
این مثل مالك؟ ‌أين عمار؟ أين ذوالشهادتين؟

كجاست مثل مالك؟ كجاست عمار؟ كجاست ذوالشهادتين؟

ديرگاهي پيش بود كه صداي گلايه علي (ع) در حد فاصل كوفه و شام برخاست.آن هنگام كه مالك اشتر و عمار و ذوالشهادتين، يعني ياران صديق علي (ع) به شهادت رسيده بودند و علي تنها مانده بود. سئوالي كه جوابي در پي نداشت.

روزها برآمدند و شبها فرو رفتند. روزگار ديگري آمد. روزي به بلنداي روزگار،‌عاشورا!

آن روز هم، امام ديگري بود  و نداي ديگري:« هل من ناصر ينصرني؟ » اين ندا هم زماني بر آمد كه ابوالفضل علمدار، علي اكبر، حبيب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه و ... در برابر چشمان حسين (ع) به خون غلتيده بودند و او سرداري بود تنها مانده . پس سئوال همان سئوال بود، جواب هم همان جواب : سرهاي فروافتاده، دستهاي به عقب كشيده شده، چشمان شرمزده و خجلت زده اي كه به دنبال محل فراري چون زمين هستند نا از تيررس نگاه امام فرار كنند. بجز 72 تن؟! همين !

آيا جواب سؤالي بدان عظمت، سئوالي كه زمين و زمان، فرشتگان و ملايك براي جوابش هروله مي كردند، همين بود؟!

نه ! نبود !‌و از همين رو بود كه علي جوابش را از محراب با فرق خونينش گرفت و حسين بر سر نيزه !

آن روزگار گذشت و امروز، روزگار ديگري است. امروز نيز روز امام ديگري است. اما همچنان همان سئوال باقي است :

- كجاست ياريگري  كه به ياري امامش بشتابد؟

و جواب نيز همان ! سكوت !‌خجلت ! غلفت ! ترس !

ديگرگاهي است كه هر روز ندايي در صحن دل شيعيان مي پيچد :

« كجاست ياريگري كه به ياري مهدي بشتابد؟!»

و ما همچنان چشمان شرمزده و گنهكار، اما مشتاقمان را به زمين دوخته ايم. سر به جانب ديگري گردانده ايم و دستانمان را به كار دنيا مشغول داشته ايم ! و او هر روز دلتنگ عاشقي، منتظر ياريگري ، با گلويي بغش آلود، چشمان اميدوارش را كه از نگراني براي شيعيان اشك آلود است به آسمان دوخته :

- پس كي ؟

آري !‌امروز ديگر آن روزگار نيست، كه اين آخرين حجت خدا، بقيه الله الاعظم (عج) هم به سرنوشت اجداد اطهرش دچار گردد.

او در پس پرده مي ماند تا آنگاه كه مالك ها، عمارها، حبيب ها و ابالفضل هايش را پيدا كند.

اومانده است تا زمين خدا ،‌از حجت خالي نماند و ظهوراو محقق نمي شود مگر به حضور مالك ها،‌عمارها، و حبيب ها.

به راستي ! ما كه ادعاي علوي بودن را بر سينه داريم و چشم به راه قيام مهدي (عج) هستيم،

هيچ با خود فكر كرده ايم كه امروز هم نداي أين مثل مالك، أين عمار، أين ذوالشهادتين علي (ع) از حنجره فرزندش مهدي (عج) در فضا طنين انداز است !

هيچ با خود فكر كرده ايم كه امروز مهدي (عج) بيش از هر كس ديگر،‌در انتظار منتظران واقعي خويش است ؟!

هيچ با خود فكر كرده ايم كه آيا اين نداي حضرت را پاسخ دهنده اي هست؟

افسوس كه پاسخ دهندگان بسيار اندكند.

افسوس كه اگر شيعيان واقعي علي (ع) اندك نبودند، فرزندش در پرده غيبت باقي نمي ماند.

آري، آن هنگام كه نداي «فزت و رب الكعبه» علي (ع) در محراب مسجد كوفه طنين انداز شد،

چشمانش نگران چنين روزهايي بود.

روزهايي همچون امروز كه زمان بي تاب ظهور فرزندش و مكان بي قرار شنيدن نداي «أنا المهدي» اش مي باشد.

آيا او را جوابگويي هست؟

شيعيان علي !

 درك اين حقيقت را به كدامين لحظه واگذارده ايم؟ فرصت ها از دست مي رود.

شايد از هنگام ظهور اندكي بيش نمانده باشد !

لحظه ها از دست رفت،

عمرما بر باد رفت

هر كه مرد راه هست !! يا علي !

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 2:25  توسط محمد خسته از مردم | 

 

« آنچه من مي‌فهمم و راه‌حل از آن بيرون مي‌آورم اين است كه اواخر دوران تبليغات دچار ترديد شديم، يعني افرادي پيدا شدند كه ترديد كردند و هر دليلي اعم از تبليغات نادرست و يا عمل نادرست صدا و سيما و يا چيزهاي ديگر باعث شد بذر ترديد در ذهن مردم پيش بي‌آيد و ما ترديد را بدترين مصيبت مي‌دانيم.
البته دو جريان وجود دارد، بدين‌صورت كه يك عده قاطع هستند، ايستاده‌اند و كار خودشان را مي‌كنند و عده ديگر هم كه كم نيستند و بخش زيادي از مردم فهيم كشور ما را تشكيل مي‌دهند مي‌گويند ما ترديد داريم و براي رفع ترديد آنها بايد كار كنيم. »
آنچه خواندید قسمتی بود از سخنان حجة الاسلام رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه.
درباره ی آن مقدار از سخنان ایشان که تا کنون منتشر شده نکته ی خاصی قابل ذکر نیست و من تنها به نکات زیر بسنده می کنم :
۱- یقینا انتظارات خيلي از تندروها مثل موسوي ، خاتمي و كروبي از سخنان ايشان برآورده نشده است چون آنان انتظار شنيدن حرفهاي صريح تر و تند تري را داشتند اما اينكه چرا هاشمي آنگونه كه رفقاي گرمابه و گلستانش انتظار داشتند حرف نزده است مي تواند بخاطر يكي از دو دليل زير باشد :
    الف ) بخاطر زمان شناسي و حفظ اتحاد نيروهاي درون نظام و فراجناحي بودن ايشان
    ب ) بخاطر ترس از شعارهاي مخالفين حاضر و تخريب بيش از پيش چهره شان نزد نيروهاي ارزشي
انتخاب يكي از دوگزينه ي فوق با شما !

۲- بسياري از چهره هاي مطرح نظام از همان روز اعلام نام ايشان براي امامت جمعه، از ايشان تقاضا كرده بودند : حال كه قرار است ايشان به نماز جمعه بيايند بهتر است بسياري از ترديدهايي را كه پيرامون خانواده و اطرافيان ايشان در ذهن مردم ايجاد شده با توضيحات كامل برطرف نمايند. اما دريغ از يك كلام !
 
آقاي هاشمي ! شما كه نگران ترديد بعضي از مردم درباره نتيجه انتخابات هستيد چطور ترديد عده ي بيشتري از مردم را درباره ي اطرافيان خود برطرف نمي كنيد ؟!!!
آقاي هاشمي ! شما لازم نيست براي مشكلات نظام مقتدرمان راه حلي « بیرون بیاورید » !!! همان که راه حلی برای تردیدهای میلیونها نفر از مردم نسبت به ثروت افسانه ای اطرافیانتان « بیرون بیاورید » !!! بس است.
آقای هاشمی ! فرض کنیم ۱۳ میلیون نفر درباره نتیجه ی انتخابات تردید دارند ( البته یقینا اینگونه نیست ، چه بسيار افرادي كه به موسوي رأي داده و نتيجه ي انتخابات را هم پذيرفته اند ) اما اقلا در طرف دیگر دو برابر این ۱۳ میلیون درباره ی نتیجه ی انتخابات هیچ تردیدی ندارند که خودتان هم اعتراف کرده اید !
آقای هاشمی ! اگر تردید ۱۳ میلیون نفر درباره ی نتیجه ی انتخابات ( باز هم با این فرض که قبول کنیم ۱۳ میلیون نفر مردد هستند ) اینقدر مهم است تردید حداقل ۲۵ میلیون نفری که نسبت به ثروت خاندان شما تردید دارند مهم نیست ؟!!! 
آقاي هاشمي ! ما كماكان منتظريم که براي ترديد هاي ما هم راه حلي « بیرون بیاورید » !!!
تذکر:
یقینا تعداد کسانی که درباره ی نتیجه ی انتخابات تردید دارند بسیار کمتر از ۱۳ میلیون نفر است و در مقابل کسانی که نسبت به ثروت خاندان شما تردید دارند بسیار بیشتر از ۲۵ میلیون نفرند.
باز هم تذکر:
البته مسأله ي ثروت تنها يكي از مسائلي است كه مورد ترديد است و الا ماجراهاي « دانشگاه آزاد » و همینطور دخالتهای بعضی اعضای خانواده در قراردادهای نفتی و و و و ... وقت و اطلاعات وسیع تری را می طلبد.
آقای هاشمی رفسنجانی من بعداز ۳۰سال که از انقلاب می گذرد   از شما و خاندان شما تردید دارم
امیدوارم روزی جواب تردید های من و مردم ایران را بدهید
به امید آن روز
یاحق
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 12:54  توسط محمد خسته از مردم | 

این روزها پر فتنه ترین دوران انقلاب است که تشخیص حق از باطل بصیزتی عمیق می طلبد.مرزبندی ها را منافع تعیین می کنند نه ایدئواوژی ها.امروز  بسان دهه سوم دوران صد ر اسلام  روح اشرافی گری چنان در کالبد خواص انقلاب دمیده شده است که به هیچ وجه تحمل عدالت را ندارند و با شعارهای مردم فریب خود را پرچم حق جلوه می دهند.دوران فته در نهج البلاغه حضرت امیر به کرات مورد اشاره قرار گرفته.در یک سو همسر پیامبر است و در سوی دیگر پسر عموی پیامبر و اصحاب باسابقه جهاد و مبارزه در دوصف رو یاروی حق با کیست و چگونه می توان تشخیص داد سوالی است که در تشریح این دوران از بان پیامبر به عنوان یک پیش گوئی از جانب سلمان و عمار از پیامبر پرسیده می شود و حضرت در پاسخ می گوید در آن دورا ن ببین علی چه می گوید!

امروز همه حضرات خواص از چپ و راست دچار توهم شده اند  توهمی که حتی مصدق را برداشت و بعد هم بنی صدر هوایی شد!

تا جایی که مردم شعار دادند حالا که رهبرت مصدق شده رای ما رو پس بده !

و بنی صدر مجبور شد با چادر زنانه ار کشور فرار کند .امروز هرکس توهم عبور از انقلاب را داشته باشد باید چادر زنانه برای خود سفارش بدهد می خواهد آیت الله باشد یا دکتر یا مهندس!

 

 

 

با علی در بدر بودن شرط نیست

 

ای برادر نهروان در پیش است

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 23:28  توسط محمد خسته از مردم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحيم

فرازي از دعاي امام سجاد (ع)

خدايا من کوچک بودم

بزرگم کردي

ذليل بودم عزتم بخشيدي

جاهل بودم عالمم ساختي

گرسنه بودم سيرم کردي

برهنه بودم لباسم پوشاندي

گمراه بودم هدايتم کردي

فقير بودم بي نيازم نمودي

مريض بودم شفايم بخشيدي

گنهکار بودم خطايم را پوشاندي
....................................
خیلی چیزهااین دنیا رو نمی فهم
تو این دنیایه شلوغ چند آرزو دارم می خواهم شما آمین بگید

خدا خودت خوب می دونی خیلی سیدمهدی رو دوست دارم خودت می دونی تو این شهر شلوغ هرکس به فکر یه چیزیه ولی اون فقط منتظره آخه به من میگه من هروز که خونه میام بیرون با غسل شهادت میام خیلی دلتنگه دوستاشه به خصوص شهید بروجردی که هر وقت اسمشو به زبان میارم چمشاش پر از اشک میشه خدای من سیدمهدی هاشمی رو به آرزوش برسون
خدایا دوست دارم و قتی می خواهم از این دنیا برم وقتی ملائک ات می خوان جونم رو بگیرن اونی که سالیان سال انتظارشو می کشم منو تو بالین اش بگیره و اون موقع منو از این دنیا راحت کنی.
من دوست های زیادی دارم که مدیونشون هستم
دوست خوبم فردین عزیز که از اش صبر یاد گرفتم
دوست خوبم میثم جعفری که ازش ایثار یادت گرفتم
استاد عزیزم دکتر رحمت عباس نژاد
استاد عزیزم مهندس سیدمحمدکریمی
استادعزیزم سیدمجتبی ثمره هاشمی
بخصوص پدر نازنین مادر گلم و داداش غم خوارم و
..................................................
امیدوارم به حرمت خانم حضرت زهرا (س) خدا دلشون رو تو این دنیا
و اون دنیا شاد کنه
انا کلب الزهرا(س)محمدطبرستانی راد


نوشته های پیشین
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
پیوندها
یاس مدینه
حدیث نفس
دانشگاه امام صادق(ع)
دکتر محمود احمدی نژاد
حامد طالبی خبرنگار مسلمان
شهاب مرادی
من به احمدی نژاد رای نمی دهم
کاش بودی و می پرسیدی...؟
رییس جمهور ایرانیان
زمزمه های دل
نبض خاطرم هردم به یادت میزند
دختران با حجاب
خسته از زمونه
دریای هدایت الهی
کمترین محب امام زمان
داغ تنهایی
معجزه قرآن و ادعیه
کامران نجف زاده
بیقرار
مسعود ده نمکی
حسین رنجبران
هرچی دلت بخواد هست بیا تو. آرزوهای محال
گاه نوشت شهاب عزیز
خبری تحلیلی دلیل
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM